چشم بادام تو
شد بر من حرام هر چه در کام تو باشد
آن شب که به جانم سخن از نام تو باشد
چه شیرین گذشت عمر آنچه با یاد تو شد
آن روز که این صید فتاده در دام تو باشد
بر آتش عشق تو سوخت سینه و زنهار
اخگر عشقم به چه حاصل، که دلم خام تو باشد
اکنون چه در کف، جز خون دل و اشک دو دیده
خون شد جگرم، چه مگر ریخته در جام تو باشد
تحریم جهانم به عنایت بشود فرصت و امکان
وین ذکر گرش حاصل برجام تو باشد
اگر این است گناهم که تو را دوست میدارم
پس از این بیش غرق گنه همه ایام تو باشد
روزبه نکند ناله که برین عرصه ی شطرنج
صد شاه اسیر چشم بادام تو باشد
آن شب که به جانم سخن از نام تو باشد
چه شیرین گذشت عمر آنچه با یاد تو شد
آن روز که این صید فتاده در دام تو باشد
بر آتش عشق تو سوخت سینه و زنهار
اخگر عشقم به چه حاصل، که دلم خام تو باشد
اکنون چه در کف، جز خون دل و اشک دو دیده
خون شد جگرم، چه مگر ریخته در جام تو باشد
تحریم جهانم به عنایت بشود فرصت و امکان
وین ذکر گرش حاصل برجام تو باشد
اگر این است گناهم که تو را دوست میدارم
پس از این بیش غرق گنه همه ایام تو باشد
روزبه نکند ناله که برین عرصه ی شطرنج
صد شاه اسیر چشم بادام تو باشد
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 17:11 توسط روزبه سعدآبادي
|
ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت